قدیمی 30-04-2010, 04:37 AM   #1
(کاربر باتجربه)
 
tala آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2010
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 97   (نمایش پست ها)
تشکر: 1
41 بار در 33 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Smile Skull دخترى كه در دادگاه صدام عكس گرفت

آن واقعه براى من یك خوش شانسى كامل بود. بودن در زمان و مكان مناسب. ولى همیشه این جمله پدرم كه «تو خود، شانس خودت را ایجاد مى كنى.» آویزه گوشم بود. من آماده مى شدم تا در روز سى ام ژوئن ۲۰۰۴ و پس از انتقال قدرت به عراقى ها بغداد را ترك كنم. اما وقتى متوجه شدم كه قرار است به زودى صدام در دادگاه حاضر شود، تصمیم گرفتم تا شانس خود را امتحان كنم، پس در بغداد ماندم. با اینكه مى دانستم اگر پروازم را از دست بدهم، یك یا چند هفته دیگر باید در انتظار مى نشستم. آن هم معلوم نبود با داشتن عكس صدام یا نداشتن آن.
در عراق وقتى آماده اى كه بغداد را ترك كنى، یعنى كه واقعاً آماده هستى كه بروى. اما من تصمیم به ماندن گرفتم.
زمانى كه فرمانده تیپ، ژنرال مارك كیمیت به من گفت كه من عكاس ۱Pool در دادگاه خواهم بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناختم ولى نیم ساعت بعد با دیدن عكاسان جلوى دادگاه كمى دل آزرده شدم. تمام همكارانم به خصوص كارولین كول عكاس لس آنجلس تایمز و برنده جایزه پولیتزر و ریك لوئیس دیگر عكاس لس آنجلس تایمز و تمام عكاسان سرویس هاى خبرى در مقابل من در كنار ژنرال كیمیت ایستاده بودند. یكى از آنها پرسید:
«خب ژنرال، این بار چه كسى عكاس Pool همیشگى است؟»
كیمیت به من اشاره كرده و گفت: «این زن.»
ناامیدى و یأس كاملاً در چهره همكارانم مشهود بود. به هر حال همین بود. یكى از مهمترین لحظات تاریخ عراق بود و هر كسى دوست داشت كه این واقعه را ثبت كند.
هر چه به لحظه ورود صدام نزدیك تر مى شد، عصبى تر مى شدم. میل به انجام یك كار خوب باعث غلبه بر نگرانى ام شد. در آن بعدازظهر پنجشنبه زمانى كه به دادگاه رسیدیم، من كاملاً خود را كنترل كرده بودم. این یكى از لحظات نادرى بود كه براى انجام آن آموزش دیده بودم. مانترایم به سراغم آمد: «فكر نكن كه او كیست یا چه كرده است. فقط عكس بگیر، عكس بگیر و عكس بگیر.»
مسلماً تكرار این جمله در ذهن بسیار ساده تر از انجام آن در واقعیت است. من تنها ۴۰ دقیقه وقت داشتم تا با وجود مشكلات و موانع مختلف بتوانم در خارج و داخل اتاق دادگاه یك كار خوب از خود بر جاى بگذارم. مسئولان دادگاه تا آخرین لحظه نمى توانستند تصمیم بگیرند كه من مى توانم بیرون از اتاق دادگاه و هنگام آوردن صدام نیز عكس بگیرم یا نه. اما من بالاخره موفق شدم از صدام در حین پیاده شدن از وسیله نظامى عكس بگیرم.
دائماً در حال تغییر تنظیمات دوربینم بودم، تقریباً ۲۰ بار تا بتوانم در نور بیرونى شدید بغداد و نور داخلى دادگاه كه احتیاج به یك فلاش پركننده داشت، كار كنم. علاوه بر این بارها از عكاس ارتش و دیگران خواهش كردم تا چند بار از جلوى در عبور كنند تا بتوانم نقطه فوكوس محل ورود صدام را به دست بیاورم.
سرانجام پرده ها كنار زده شد و نمایش آغاز شد. مسئولان دادگاه بالاخره تصمیم گرفتند كه به من اجازه عكاسى از ورود صدام در محوطه بیرونى دادگاه بدهند.
صدام حسین در حالى كه توسط دو محافظ قوى هیكل پلیس عراق از دو طرف محافظت مى شد و دست ها و پاهایش توسط دستبند و غل و زنجیر بسته شده بودند، به سمت من حركت داده مى شد.
وقتى صدام به من نزدیك تر شد، سریع به موقعیت خود در سالن دادگاه برگشتم. او داخل شد. ایستاد و براى لحظه اى با چهره اى سرد دقیقاً به من خیره شد. عصبانیتش را از من و دوربینم احساس كردم و واقعاً فكر كردم كه او ممكن است واكنش نشان دهد. او دقیقاً نمى دانست چه اتفاقى دارد، مى افتد. در یك لحظه دیكتاتور درنده سابق بسیار حقیر به نظرم رسید.
نگهبانان او را داخل راهروى باریكى بردند تا غل و زنجیرش را باز كنند. من وارد اتاق دادگاه شدم. جایى كه ۳۴ نفر دیگر در سكوت ایستاده و یا نشسته بودند. صداى جرنگ جرنگ زنجیرها مى آمد. در باز شد و صدام حسین وارد دادگاه شد. دو نگهبان او را در جایش نشاندند و در حالى كه دستبند و اسلحه شان آماده بود، در دو طرف او جاى گرفتند.
صدام براى لحظاتى آرام بود. در حالى كه چشمانش در اتاق دادگاه به سرعت حركت مى كرد تا تمام كسانى را كه در آنجا حضور داشتند تا شاهد حضور او در جایگاه متهم باشند را ببیند. به نظر مى رسید كه او برخى از عراقى هاى حاضر در اتاق را مى شناخت.
یك Pool كوچك رسانه اى در سالن حاضر بود، پیتر جنینگز از ABC، كریستین امانپور از CNN و جان برنز از نیویورك تایمز. چند دوربین تلویزیونى، یك عكاس ارتش، یك قاضى و دو منشى دادگاه حضور داشتند. صدام بار دیگر به من خیره شد، اما من به گرفتن عكس ادامه دادم.
زمانى كه قاضى شروع به صحبت كرد، صدام كم كم برآشفت. او به زبان عربى رئیس دادگاه را به سئوال گرفت. به طور واضحى عصبانیتش داشت به نقطه جوش مى رسید. بعدها فهمیدم كه قاضى به او گفت كه او دیگر رئیس عراق نیست، بلكه رئیس پیشین عراق نامیده مى شود.
او فریاد مى كشید: «بوش، بوش.» این تنها چیزى بود كه متوجه مى شدم. ولى او نسبت به رئیس جمهورى آمریكا خوشحال به نظر نمى رسید!
در پایان دادگاه زمانى كه صدام دادگاه را در غل و زنجیر ترك مى كرد، در نظر من مجسمه باشكوه دیكتاتورى بود كه در مقابل چشمان من واژگون شد.




*******************************


كارن بالارد عكاس آمریكایى مقیم واشینگتن در سال ۲۰۰۴ و در ششمین سفرش به بغداد موفق به عكاسى از اولین بازجویى علنى صدام در دادگاه شد. تا پیش از این سفر او یك بار پس از سقوط بغداد به همراه ژنرال تامى فرانكس (فرمانده آمریكا در جنگ با عراق) و بار دیگر نیز در دسامبر ۲۰۰۳ و به همراه دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریكا به بغداد سفر كرد. بالارد براى نشریات معتبرى چون تایم، نیوزویك، یواس نیوز اند ورلد ریپورت و پارى ماچ به صورت آزاد عكس مى گیرد. جدا از گزارش هاى سیاسى وى او یك عكاس حرفه اى پرتره است. او از شخصیت هاى مهم سیاسى همچون «دونالد رامسفلد» و ۹ كاندیداى حزب دموكرات آمریكا در مبارزات انتخاباتى ریاست جمهورى سال گذشته عكس پرتره گرفته است. در سال ۲۰۰۲ به سفارش تلویزیون ABC براى پرتره نگارى سربازان آمریكایى مدت دوماه را در افغانستان و خلیج فارس سپرى كرد. او ماموریت هاى مختلف عكاسى را در كشورهاى هند، ویتنام، چین و كشورهاى اروپایى انجام داده است. همچنین او در صد روز اول ریاست جمهورى جورج بوش عكاس رسمى دیك چنى مشاور رئیس جمهورى آمریكا بود. كارن بالارد جوایز مهم زیادى از جمله «بهترین عكس سیاسى سال» را در مسابقه سالانه عكس هاى كاخ سفید و جایزه دوم بخش مجلات مسابقه Poy «مسابقه ملى عكاسان خبرى» را از آن خود كرده است. ••• عكاسى از وقایع مهم سیاسى چون دادگاه صدام حسین براى هر عكاس خبرى واقعه اى مهم و به یادماندنى است. در سال هاى اخیر به علت ایجاد سیستم Pool در چنین حوادثى امكان حضور عكاسانى كه تمایل به پوشش آن را دارند، بسیار كم و یا حتى امكان پذیر شده است. در این میان در بیشتر اتفاقات مهم دنیا همچون دادگاه صدام نیز عناصر زیادى در انتخاب عكاس Pool دخالت دارند كه مهمترین آنها روابط دوستانه، مسائل سیاسى و امنیتى، نوع و ملیت رسانه و حتى ملیت عكاس است. كارن بالارد اگر چه عكاس شناخته شده اى در واشینگتن است، اما موفقیت وى براى حضور در دادگاه تنها به واسطه كار حرفه اى او نبوده است و بیش از هر چیز آشنایى او با ژنرال كیمیت فرمانده وقت آمریكایى در عراق و روابط خوبش در وزارت دفاع آمریكا موجب چنین موفقیتى شده است. همان طور كه در بیوگرافى او نیز مى خوانید، او به طور كلى روابط خوبى با چهره هاى سیاسى آمریكا، كاخ سفید و پنتاگون دارد و مدت ها نیز عكاس رسمى «دیك چنى» بوده است. عكاسان خبرى حتى عكاسانى كه از معروفیت جهانى برخوردارند براى پوشش برخى از رویدادهاى مهم سیاسى حق انتخاب ندارند. حضور گسترده عكاسان در سراسر دنیا و ازدیاد روزافزون آنها موجب شده است تا مسئولان سازمان هاى مختلف مانند سازمان ملل و دفاتر رسانه اى ریاست جمهورى یا نخست وزیرى كشورهاى مختلف براى كنترل برنامه هاى رسمى خود از تعداد محدودى عكاس در سیستم Pool استفاده كنند. با نگاه كوتاهى به متن خاطره بالارد از روز دادگاه صدام مى توان به اعتماد به نفس بالاى او پى برد كه برخى مواقع این اعتماد به نفس به خودخواهى تبدیل مى شود. بالارد با چنین روحیه اى توانست از اولین حضور صدام در یك دادگاه عراقى عكاسى كند. عكس هایى كه در شرایط خاص و حساس چنین دادگاهى از كیفیت مطلوبى برخوردار است و یك پوشش كامل خبرى از این واقعه مهم دنیا است. پى نوشت: ۱- :Pool در برنامه هاى خبرى مهم براى جلوگیرى از ازدحام، تعداد محدودى عكاس، فیلمبردار خبرنگار براى Pool انتخاب مى شوند تا مراسم را پوشش دهند كه این عده موظف هستند عكس، فیلم و خبر خود را به طور یكسان به همه بدهند.
__________________
life's a camera and we are the photographs
tala آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال




کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است